سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

181

تاريخ ايران ( فارسى )

باستحكام قلعه داشت مصمم گشت كه تا آخرين لحظه مقاومت كند . اين محاصره يكى از كارهاى فوق العاده مهم و برجستهء آن روز بوده است . ديوارهاى مرتفع و بلند اين دژ روى صخرهء صعب و سخت يا تخته سنگ‌هاى وصل بهم قرار داشته و غير قابل تسخير به نظر ميآمد ، ليكن قشون تيمور لنگ از آن روبرگردان نبودند ، هفتاد و دو هزار نفر به نقب آن صخره مشغول گرديدند و پس از انجام اين عمل آنها را از مواد منفجره پر كرده و بعد باهم در يكموقع آتش زده و در نتيجه قسمت زيادى از محكمترين برجهاى قلعه فرو ريخت ، حسن با كمال رشادت جنگيده و بيك دژ داخلى عقب نشست و آنجا هم مانند اولى مورد حمله و هجوم قرار گرفته تا اينكه محاصره به اسارت و دستگيرى مستحفظين و پادگان‌ها پايان يافت . اين پادگان‌ها بين نفرات قشون تقسيم شده تا همه را بطور شكنجه و عذاب معدوم ساختند . تيمور با يك غرور قابل عفو حكم كرد كه قسمتى از قلعه را به حال اول باقى بگذارند تا در نسل‌هاى آتى نمونهء شجاعت و دلاورى او بوده باشد . اردوكشى دوم بروسيه 797 ه ( 1394 ) ديگر از كارهاى بزرگ تيمور حركت از خط قبچاق بقلب روسيه بوده است . مسكو بباد تاراج رفت و تغتمش كه جرأت كرده به شروان حمله برده بود باز كشورش را به حال ويرانى مشاهده نمود . در سال بعد حاجى طرخان را اين فاتح بزرگ بباد غارت داد و تسلطش را بر قفقاز تثبيت و تقويت نمود . او از مراجعت خود بسمرقند از راه شمال اين اردوكشى را خاتمه داد . حمله به هند 801 - 800 ه ( 1399 ) نقشهء حملهء تيمور به هند در ابتدا به لحاظ عظمت امر كه از آن وحشت داشتند مورد مخالفت بعضى سران و افسران قرار گرفته تا اينكه به قرآن مجيد تفأل زده اين آيه آمد « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ » و آن جلوى تمام اعتراضات را گرفته و همه را مجاب و خواموش ساخت . تيمور لشكريانش را كه بالغ بر نود و دو هزار تن بودند بسه قسمت تقسيم نمود ؛ قسمت اول را از كابل برعليه ملتان فرستاد و يك قسمت ديگر مأمور حملهء به پنجاب و حفظ دامنه‌هاى تلال هماليا گرديده در صورتى كه خودش با قشون عمده عازم حركت بصوب مقصود گرديد ، بنزديك دهلى كه رسيدند تيمور لنگ بعوض محاصره و تحمل مضار و